کارشناس سازمان تامین اجتماعی

۱۳ مطلب با موضوع «روزنوشت» ثبت شده است

ضرورت ایجاد متمرکز سازی خدمات سازمان بر بستر یک دامنه واحد me.tamin.ir

&این نوشته صرفا دیدگاه بنده بدون در نظر گرفتن موانع و مسائل فنی بوده است &

در دوره جدید مدیریت سازمان؛ با رویکرد مثبتی که نسبت به فناوری اطلاعات ایجاد شد ؛ تحولات بی نظیری در جهت ارائه خدمات متنوع سازمان بر بستر فناوری های روز ارائه شد . ولی متاسفانه هر کدام از این خدمات در یک دامنه مستقل به مردم ارئه گردید .این پراکندگی ارائه خدمات در دامنه های مستقل باعث شده که مردم دچار یک سردرگمی گشته و از برخی از این خدمات اصلا آگاهی نداشته باشند.ایجاد شبکه  اجتماعی متمرکز ویژه سازمان (me.tamin.ir) باعث ارتباط بهتر همکاران در بخش های مختلف سازمان و ذینفعان آن سازمان با یک دیگر می شود. متصل بودن مجموعه کارمندان و مخاطبان یک مجموعه در یک سازمان فاصله  مقامی ایشان را کاهش داده و راندمان کاری را به حداکثر می رساند.در شبکه اجتماعی سازمانی(me.tamin.ir) امکاناتی اضافه تر از شبکه های اجتماعی عمومی مانند خدمات عمومی و تخصصی سازمان ، مدیریت داده ها و مستندات، مدیریت کارها، نظام پیشنهادات ،مدیریت روابط با مشتریان وجود دارد تا تمامی افراد که در سازمان ذینفع هستند بتوانند امور روزمره خویش را انجام دهند. با استفاده از این شبکه ها می توان کاربران را به سرعت از دستاوردهای جدیدی که سازمان به ایشان ارایه می دهد آگاهی داد، از تغییرات داخلی سازمانی که بین کارمندان ایجاد می گردد آگاه شد و نظرات مستقیم و غیرمستقیم آنها را در مورد شرایط کاری دریافت نمود.

با ذکر یک مثال مسئله را مطرح می کنم:

فرض کنید مارگ زاکربرگ هنگام طراحی سایت فیسبوک 3 امکان ویژه فیسبوک  مانند اشتراک گذاری ویدئو، عکس و نوشته را در سه سایت با زیردامنه متعلق به فیسبوک به شرح ذیل منتشر می کرد و شما برای اشتراک عکس به سایتی که مخصوص این کار طراحی شده مراجعه می کردید و برای انتشار وضعیت تان به سایتی دیگر!!!

Video.farcebook.com

Photo.facebook.com

Status.facebook.com

چه نتیجه ای حاصل می شد؟

آیا مخاطبان به ارزش و اهمیت این سایت و خدماتی که برای آنها طراحی شده توجه می کردند؟

آیا این سرویس موفق به جذب مخاطب و رضایتمندی در افراد می شد؟

 

اکنون به دامنه های رسمی ارائه خدمات سازمان دقت نمایید.

sabeghe.tamin.ir

 

erequest.tamin.ir

 

reserve.tamin.ir

 

me.tamin.ir

 

portal.tamin.ir

crm.tamin.ir

 

mc.tamin.ir

 

fishmostameri.tamin.ir

 

nobat.tamin.ir

 

samt.tamin.ir

 

 

حالا فرض کنید مشتری ما (ارباب رجوع ، بیمه شده،شرکا) وارد سایت اصلی ما www.tamin.ir شده است  و می خواهد از خدمات سایت استفاده کند از نگاه یک ارباب رجوع به وضعیت موجود نگاه می کنیم:

بررسی ریشه مشکل:

خاصیت خوبی که شبکه های اجتماعی (سازمانی) پروفایل محور دارند  اینست که براحتی می توان با  طراحی صحیح ، نیاز سنجی مخاطبان آنها را با اهداف سازمانی همسو نمود. یک صفحه شخصی وب و یا یک پروفایل شخصی، این فرصت را به وجود می آورد که کاربران بتوانند در صفحه شخصی خود کلیه خدمات یک سایت را بصورت متمرکز دریافت نماید. یک پروفایل از آن رو که محرمانه است، یک حس مالکیت و تعلق خاطر به مجموعه را برای وی ایجاد می کند.

سایت سازمان دارای خدمات متنوع با لینک های مختلف که نبود گزینه sign in جهت ورود به سایت و پروفایل شخصی از نکات منفی به شمار می آید. به گونه ای که بهتر این بود از طریق همین سایت  sign in  می شدیم و با یک نام کاربری و کلمه عبور واحد همزمان میتوانستیم تمامی خدمات را دریافت کنیم.

me.tamin.ir و تبدیل آن به صفحه شخصی کاربران:

با حذف دامنه های مختلف و متمرکز نمودن کلیه خدمات سازمان در صفحه شخصی هر کاربر ، می توان علاوه بر ارائه خدمات با کیفیت تر ؛ در اینده خدماتی مالی همچون گردشگری و رزرواسیون هتل های سازمان را در آن گنجاند. Me.tamin.ir باید به گونه ای طراحی گردد که صد در صد نیازهای مخاطبان را فراهم کنید.

برای اجرای کامل این طرح و حذف مراجعات غیرضروری ارباب رجوع ها نیاز است با سایر ارگان ها و دستگاه های دیگر جلساتی برگزار گردد و بتوان از پایگاه داده آنها استفاده کرد(هر چند قبل تر  برخی از این تفاهم نامه ها به امضا رسیده است).

بعنوان مثال:

سازمان نظام وظیفه

صحت سنجی کارت پایان خدمت جهت خرید خدمت سربازی بصورت انلاین

سازمان حمل و نقل

جهت بررسی اعتبار کارت هوشمند رانندگان برون شهری جهت ثبت در سیستم سبا

وزارت علوم و آموزش و پرورش

بررسی اعتبار تحصیلی دانشجو جهت در سیستم مستمری ها و بیمه شدگان جهت دفترچه

بهشت زهرا

کفت و دفن

ثبت احوال

هدیه ازدواج – ثبت طلاق – تولد نوزاد – درخواست اعمال تغییرات هویتی

بانک رفاه

ثبت شماره حساب ، واریزی ها ، اثربخشی پرداخت حق بیمه جهت استفاده از خدمات

رایتل

آموزش از راه دور،سیستم ارسال پیامک اطلاع رسانی

سازمان فنی و حرفه ای

بررسی اصالت کارت و تمدید خودکار کارت مهارت ساختمانی کارگران

شستا

رزرواسیون هتل ها ، گردشگری ، هواپیمایی

 

۱۷ آبان ۹۷ ، ۱۱:۳۱ ۱ نظر
فرشاد ناصری فر

سخت مشغول کار

شب ها معمولا زود میخوابم (حداکثر 11:30). ولی این روزها اساسی مشغولم و دارم کار میکنم و بیدار می مونم . دارم رو اپلیکیشن و ایده هایی که دوست دارم پیاده کنم کار میکنم . هیچوقت از انجام کاری که بهش علاقه دارم خسته نمیشم . IT همیشه برای من لذت بخش بوده . امیدوارم یه روز نتیجه دلخواهم رو بگیرم .
به نظر حیات هر سازمان در گرو حرکت مدبرانه به سمت استفاده از فناوریهای نوین است.


۲۹ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۲ ۰ نظر
فرشاد ناصری فر

از ایده تا اجرا

مارک تواین: «رمز پیش افتادن، شروع کردن است و رمز شروع کردن این است که کارهای پیچیده را به وظایف قابل کنترل کوچک‌تر تقسیم کرده و سپس از اولین آنها شروع کرد.»

یکی از تاثیرگذارترین جملاتی که در زندگی شنیدم.

۲۸ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۳۷ ۰ نظر
فرشاد ناصری فر

آهنگ مریض

سینا حجازی رو چون متفاوت میخونه دوست دارم. سبک خاصی داره و شاید مورد پسند خیلی ها نباشه. آهنگ جدیدش بنام مریض رو خیلی دوست داشتم . آهنگ رو میتونید بصورت رایگان قانونی از سایت زیر دانلود کنید


http://beeptunes.com/track/486973745/%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%B6

آهنگ مریض

مهتاب نقره کوب

ای اتفاق خوب

با تو دم غروب تهران ولی عصر
بارون و بوی نم

یه نور زرد و کم

ما رو به روی هم

تو کافه ای قرق
انگار تو یه آن ثابت شده

جهان نمیگذره

زمان از اضطراب و ذوق

۲۷ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۱۲ ۰ نظر
فرشاد ناصری فر

5 شنبه شرجی

ساعت بدنم طوری تنظیم شده که بصورت اتوماتیک ساعت 6 از خواب بیدار میشم و دیگه خوابم نمیبره . البته هم حسن و هم ...........................

رفتم تو حیاط (کمتر از 5 دقیقه) لباس هام خیس خیس شدم بقدری هوا شرجیه که حد نداره ، خدا صبر  تحمل بده که کارگرانی که توی این هوا مجبورن بیرون باشن و کار کنن.

از صبح دارم مینویسم و تایپ میکنم

دارم روی ایده هام کار میکنم

من به هرچیزی که فکر میکنم اول یاداشت براداری و بعد ترسیم

۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۱۳ ۰ نظر
فرشاد ناصری فر

25 05 1391 روز استخدام در سازمان تامین اجتماعی


یادش بخیر چقدر سریع 5 سال گذشت . یادم میاد ساعت 7 صبح وارد حیاط تامین اجتماعی شعبه شوش شدم کنار ارباب رجوع هایی که منتظر باز شدن درب های شعبه بودن ایستاده بودم. معرفی نامه هم دستم بود . نزدیکا ساعت 7:20 دقیقه بود که یکی از همکاران متوجه من شد و به من اشاره داد که به سمتش برم باش سلام علیک کردم و گفت حدس میزنم نیروی جدید باشید . من رو به داخل ساختمان بخش واحد اداری راهنمایی کرد .به همراه خانم مقامی مسئول امور اداری جهت معارفه به اتاق اقای خسروی رئیس سابق شعبه رفتیم . اقای خسروی از آقای رئوفی مسئول واحد نامنویسی هم دعوت کرد که توی جلسه شرکت کنه خلاصه برخورد بسیار گرم و دوستانه ای داشتن .

به همراه آقای رئوفی وارد بخش نامنویسی شدیم و کنار آقای رضایی (یکی از بهترین همکارام و از با سابقه ترین افراد نامنویسی) نشستم که مثلا کار سیستم و نحوه تعویض دفترچه و فرایندهای لاززم رو یاد بگیرم. :) خلاصه کل توضیحات اقای رضایی این بود که رعد و برق پاک میکنه این رفت برگشتیه میاره  (همیشه این خاطره رو واسش بازگو میکنم) !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آقا چشمتون روز بد نبینه نشستیم پشت سیستم و شروع بکار کردیم ، کمی کند بودم ولی با اعتماد به نفس ظاهر شدم ازدحام بیشتر و بیشتر شد خلاصه مردم خیلی لطف داشتن و خلاصه از خجالت کند بودنمون دراومدن که دوباره آقای رضائی مجبور شد سکان رو بدست بگیره.به روال کار و جملات آریالای رضایی در حالتهای مختلف توجه میکردم و دوباره سکان رو بدست گرفتم .

یادمه زمانی که برگشتم خونه تمام بدنم درد میکرد زود خوابم برد.

روز بعد که رفتم سرکار به بچه ها واحد گفتم میگم چرا این دفترچه رو حذف نمیکنن ؟!!!!!! همکارا از خنده بیهوش شده بودن و به شوخی گفتن بزار مهر استخدامیت خشک شه .

۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۲ ۰ نظر
فرشاد ناصری فر

ماجرای من و پیچ و خم های کنتور گاز


امروز 23 / 05 / 1396 به معنای واقعی کاغذبازی اداری رو با جسم و روحم درک کردم.

تغییرات و بازسازی منزلم کم کم کارهاش رو به اتمامه و درگیر کارهای لوله کشی گاز هستم که به لطف خدا تاییده گاز رو هم گرفتم و به من اعلام کردن جهت دریافت انشعاب و کنتور گاز به اداره گاز مراجعه کنم.

صبح ساعت 7:29 در دقیقه دم در اداره گاز بودم که پس از مراجعه به من گفتن برون سپاری شده به دفاتر پیشخوان دولت . خلاصه رفتیم سمت دفتر پیشخوان و مدارک لازم جهت دریافت انشعاب گاز رو دریافت کردم لیست مدارک که نبود تیترهاش از متن برجام بیشتر بود.


من اگه میخاستم یه راکتور هسته ای بخرم آسون تر و مراحلش کمتر بود

گام اول : باید بری اداره پست و کد پستی تایید شده ت رو اداره پست بگیری

* زمانی که رسیدم اداره پست کارمند مربوطه هنوز نیومده بود که البته یکی دیگه از کارمندها نهایت لطف و همکاری رو به ماداشت گفت که نیم ساعت دیگه مراجعه کنید و گفتیم چشم (تا اینجا گام اول ناقص موند)


گام دوم : باید مراجعه کنید  به محضرخانه و یک تعهدنامه محضری جهت ارایه به اداره گاز بگیری

*خلاصه رفتیم محضرخانه یکی از دوستانمون و کارمون رو انجام داد


گام سوم : باید بری بانک ملی (مرز بویو :) در این حد دور هستش

*شکر خدا بانک ملی دستگاهی جهت واریز حسابهای دولتی در اختیار مردم گذاشته که واقعا کار راه انداز بود


گام چهارم : پروانه ساخت منزل و یا اگر جز مسکن مهر هستی معرفی نامه از تعاونی

* رفتیم سراغ تعاونی و گفتن اول باید بررسی کنیم که به تعاونی بدهی نداشته باشید (تا امروز این بررسی بدهی نداشتن 40 بار صورت پذیرفته) خلاصه بعد کلی بررسی نامه رو بهم دادن


گام ناقص یک : دوباره برگشتم اداره پست و یه بنده خدایی اونجا بود سریعابا دریافت 2300 تومان کدپستی رو به من تحویل داد.


گام پنجم : کل مدارک رو بردم دفتر پستی

*اونجا کپی شناسنامه و کارت ملی و فلان و مبلغ 8000 تومان و گفت تازه فرداد میایی ساعت یک تا یک رسید به شما بدهیم

 

مراحلی رو که در  بالا نوشتم میخواستم بگم :  دولت الکترونیکم آرزوست

یعنی به نظر شما میرسه یه روز من مثه عکس زیر کارتم رو بدم به یه ارگان مشخص و با کشیدن کارت کل این مراحل بصورت الکترونیک طی شن!!!!!




چرا دریافت یک کتتور گاز این همه مرحله داره (حالا اینجا مقصود من از کنتور گاز یک مثال خرد بود) تکنولوژی با این سرعت رو به حرکته حیف واقعا این مردم نجیب این فرایندهای طولانی رو طی کنن. ایکاش هرچه زودتر سیستم های اداری کشور به هم متصل شن تا از این همه رفت و شدهای غیر ضروری جلوگیری بشه .


۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۶ ۰ نظر
فرشاد ناصری فر

روز تولد

چقدر روزگار سریع میگذره . واقعا باید از لحظه لحظه هامون نهایت استفاده رو کنیم . چشم روی هم بذاریم عمر طی شده . 

امروز ۳۱ ساله شدم .چشم روی چشم گذاشتیم سه دهه گذشت 

۱۷ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۰۰ ۰ نظر
فرشاد ناصری فر

گرمای طاقت فرسای خوزستان - شوش

امروز نزدیک ساعت 11 صبح رفتم بیرون ؛ یه مقداری کار شخصی داشتم .یه پیاده روی چند دقیقه ای داشتم تمام بدنم خیس شده بود.نمیدونستم دقیقا چند درجه سانتی گراد بود الان که به برنامه هواشناسی سر زدم متوجه امر شدم.کاش تابستون هرچه زودتر تمام شه

شوش - خوزستان

۳۰ تیر ۹۶ ، ۲۲:۱۵ ۰ نظر
فرشاد ناصری فر

مگر شهر هِرت است؟

«اینجا شهر هرت است»، یا «مگر اینجا شهر هِرت است؟»؛ از آن مثل‌هایی است که در اوضاع مغشوش و پریشان پا به عرصة حیات گذاشته و متولد شده است.

شهر هِرت، همان شهر هرات است و هرات، شهری است پرافتخار که یکی از مدفونین در آن، خواجه عبدالله انصاری، عارف مشهور است. روزگاری این شهر تاریخی و هنرپرور، به دست افرادی اداره می‌شد که از مدیریت شهری، قانون، مردم‌داری، شریعت و... چیزی نمی‌دانستند.

پس دیری نپایید که شهر با عظمت هرات، تغییر ماهیت داد و به شهر هرت شهره گردید. یعنی شهر بی‌نظم و بی‌انضباط و بی‌قانون. شهری که هرکس هرکاری که دلش می‌خواست و مصلحتش ایجاب می‌کرد، انجام می‌داد.

این مثل وقتی مصداق پیدا می‌کند که اداره‌ای، کسی یا کسانی را براثر اهمال کاری، بی‌نظمی یا بی‌قانونی و پارتی‌بازی متضرّر کند و به او خسارت‌های مالی و یا احیاناً جانی وارد سازد. در این صورت است که شخصِ زیان دیده، درصدد اعتراض برمی‌آید و به مسئولین زیان زده می‌گوید: «مگر اینجا شهر هِرت است؟»؛ یعنی خیال می‌کنید که قانون یا مرجع بالاتری برای دادخواهی و دادرسی وجود ندارد؟ و طبیعی است که با طرح شکایت به مراجع بالاتر و ذیصلاح، به حق خود می‌رسد. پس: اینجا شهر هِرت نیست، شهر قانون و مراجع قانومند است.


منبع: روزنامه اطلاعات

برگرفته از سایت : www.iranboom.ir

۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۵۶ ۰ نظر
فرشاد ناصری فر